کد خبر :342834
نشست ادبی نقد کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند»
نشست نقد و بررسی کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» با حضور نویسنده اثر و مننقدان در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.

به گزارش جهانی پرس از روابط عمومی و امور بین الملل موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس،جلسه نقد و بررسی کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» از سلسله نشست‌های نقد کتاب موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با حضور شیرین زارع‌پور نویسنده کتاب، سمیه عظیمی ستوده، فاطمه سلیمانی منتقدان ادبیات پایداری، مرجان خالقی مدیر کتابخانه و مصطفی نیک‌نام مسئول تاریخ شفاهی موزه و جمعی از علاقمندان و راویان حوزه ادبیات پایداری در سالن قصر شیرین موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.
در ابتدای این نشست زارع‌پور، نویسنده کتاب گفت: نشر ۲۷ بعد از دو کتاب قبلی من صلاح دید که نوشتن این کتاب را به من بسپارد، مصاحبه ها گرفته شده بود و فقط به من این کار را توضیح دادند که شروع کنم و مصاحبه ها را به من گفتند همچنین قبل از آن اطلاعاتی در خصوص لشکر ۲۷ نداشتم.
وی افزود: من اسم «قاب خالی اتاق» را برای عنوان کتاب پیشنهاد دادم اما نشر اسم کتاب را بدون هماهنگی من عوض کرد. این کتاب بدون اطلاع من ویراستاری شد و برخی جملات من منقطع شد و حتی از طرح جلد کتاب نیز خبر نداشتم.
نویسنده کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» ادامه داد: این کتاب در جشنواره فیلم مقاومت عسلویه به عنوان کتاب برتر منتخب شد و اسفندماه سال گذشته برای گرفتن این جایزه به عسلویه رفتم‌، البته حضور در این جشنواره نیز با هماهنگی صورت نگرفت.
زارع‌پور اضافه کرد: یکی از عموهای شهید تنها فردی بود که از آن خانواده به جنگ و جبهه رفت و شهید میرسیار تحت تاثیر آن فرد قرار گرفت و سید احسان از پنج شش سالگی با شهادت انس گرفت و تحت تاثیر این عمو نهایتا کار آن به شهادت می‌رسد.
وی تصریح کرد: شهید میرسیار از ۱۶ سالگی با ترک مدرسه به استخدام سپاه در می‌آید، تصمیمی که با مخالفت جدی مادر همراه می‌شود و پدر موافقت می‌کند حتی اختلاف پدر و مادر تا پای طلاق نیز می‌کشد اما نهایتا سید احسان به سپاه می‌رود.
نویسنده کتاب «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» با بیان اینکه شهید میرسیار موقع اعزام به سوریه سه فرزند اعم از دو فرزند ۵ و ۹ ساله داشت، خاطر نشان کرد: در عملیات هوپر این فرد به شهادت رسید، عملیات از قبل انگار لو رفته بود البته این موضوع را در کتاب نگفتیم اما من فکر می‌کنم عملیات از قبل لو رفته بود.
در ادامه سمیه عظیمی ستوده منتقد ادبیات پایداری در این جلسه اظهار کرد: اول برایم سوال بود که چرا کتاب چهار ساله را معرفی کنیم، اما الان فهمیدم سن و سال کتاب مهم نیست و لازم است کتاب خوب را دوباره معرفی کنیم تا مجددا دیده شود.
وی ادامه داد: مهم‌ترین وظیفه نویسنده تاریخ معاصر زنده نگه داشتن وقایعی از تاریخ معاصر است، اینکه کتاب چه مشکلات نگارشی یا محتوایی دارد مهم نیست، مهم روایت تاریخ شفاهی است، این کتاب یک نقشه راه است و مخاطب مسیری را می‌رود که به بهترین سرانجام می‌رسد.
منتقد ادبیات پایداری ادامه داد: کتاب دو بخش فیزیک و محتوا دارد. اگر فیزیک کتاب خوب نباشد احتمال دارد محتوا دیده نشود، در حال حاضر یکی از کارها کم‌ کردن حجم محتوا است، متاسفانه فیزیک «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» مخاطب را جذب نمی‌کند و برای همین محتوای آن دیده نمی‌شود.
عظیمی تاکید کرد: مسئله نویسنده در خط به خط کتاب دیده می‌شود اما در ویراست مشکلات جدی دیده می‌شود و ویراستاری کتاب جای نقد دارد و باید بیش از پیش دیده شود.
همچنین فاطمه سلیمانی ستوده منتقد ادبیات پایداری در این جلسه اظهار کرد: کتاب همیشه زنده است و حتی با وجود گذشت ۴ سال از نوشتن کتاب خوشحالم که در جلسه نقد آن شرکت می‌کنم، کتاب یک موجود زنده است و همیشه صحبت کردن در مورد آن جذاب است.
وی افزود: عنوان کتاب صحنه اوج ماجراست، عنوان «اینجا بالای تل، تکفیری‌ها می‌رقصند» خیلی من را جذب کرد و بهترین جمله کتاب است. همچنین کتاب پایان بسیار جذابی دارد و با جمله فوق العاده تمام می‌شود و با یک ابهام برای مخاطب به پایان می‌رسد.
منتقد ادبیات پایداری اضافه کرد: چنین زندگی نیاز به یک پایان با شکوه دارد، کتاب با شکوه است و این زندگی با شکوه در کتاب نمایش داده شده و با شکوه هم به پایان می‌رسد، اصولا در کتاب‌های تاریخ شفاهی چنین پایانی ندیدم و پایان خوبی داشت.
سلیمانی با بیان اینکه در عنوان کتاب باید مستند داستانی قید شود،. تاکید کرد: بخشی از زندگی شخصی شهید اضافه بیان می‌شود، بخشی از زندگی شخصی شهید جذاب می‌شود که منجر به روایت شهادت می‌شود، می‌شد حجم زندگی شخصی شهید میرسیار را در کتاب کاهش داد.
وی خاطر نشان کرد: قلم نوینسده در اثر دیده نمی‌شود و نمی‌توانیم با شهید ارتباط برقرار کنیم و با هیچ فردی احساس همزاد پنداری نکردم و ارتباط بین کتاب و مخاطب شکل نگرفت و این کمی توی ذوق مخاطب می‌زند.