صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
گروه های خبری
اقتصادی
اجتماعی
هنر و اندیشه
محله خبر
اختصاصی جهانی پرس
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار
دکتر واحد قهرمان زاده:

تئوری انتخاب

به گزارش جهانی خبر، دکتر واحد قهرمان زاده در یادداشت اختصاصی به جهانی خبر درباره رفتارهای روانشناسی  نوشته است:

انسان برای دست یافتن به آنچه که می خواهد، چگونه عمل می کند.

ویلیام گلاسر بنیان گذار این نظریه در ابتدا نام تئوری خودرا تئوری کنترل گذاشت ولی در سال 1998 نام نئوری انتخاب را جایگزین کرد. کلاسرمعتقد بود که هر آنچه که انسان انجام می دهد یک رفتار است و تمامی رفتار های انسان انتخابی است که از درون سرچشمه می گیرد. در حیطه مسائل احساسی نیز افراد همین گونه عمل می کنند. اگر فردی خشمگین است و پرخاشگری می کند، در واقع اوست که انتخاب کرده و از سیستم فیزیولوژیکی خود خواسته است که در این راستا به او کمک کنند تا او بتواند انتخاب خود را جامه عمل بپوشاند . برخی از افراد هستند که به دلایل متفاوت در دوران بزرگسالی، به گونه ای رفتار می کنند که گویی پیرمردی 70 ساله اند. آن ها سعی می کنند مانند افراد پیر راه بروند، عصا دست بگیرند، به آرامی حرکت کنند، دائماً اظهار بیماری کنند، بیشتر به جایی خیره شوند. با توجه به نظریه انتخاب، این افراد این گونه زندگی را برای خود انتخاب کرده اند.
احساس خوشبختی و یا بدبختی نیز زائیده تفکری است که از درون سرچشمه می گیرد. گلاسر معتقد است هیچ کس ضامن خوشبختی و یا بدبختی کس دیگری نیست. البته که محیط پیرامون در هر لحظه مملوّ از محرک هایی هستند که دائماً در حال ارسال پیام اند. تصّور کنید که در خیابانی در حال حرکت هستید محرک های متعدّدی، مانند انسان ها، انواع اتومبیل ها، موتورسیکلت سواران در حال حرکت، مغازه ها، تابلوها، اجناس متنوع مغازه ها، بوهای متنوع غذاها، صداها، رنگ ها، ..... وجود دارند. این شخص است که انتخاب می کند  که به چه چیزی توجه کند و به کدام سمت حرکت کند، محرک های محیط پیرامون فقط می توانند اطلاعات مخابره کنندو این انسان ها هستند که انتخاب می کنند کدام اطلاعات را به مغز ارسال کنند و کدامیک را پردازش کنند.
بر چه اساسی انتخاب می کنیم؟
انتخاب افراد براساس ارضاء نیازهایشان شکل می گیرد. ما انسان ها بخشی از دنیایی هستیم که در آن زندگی می کنیم و دوست داریم به نوعی دنیایی را که در آن زندگی می کنیم، کنترل کنیم. پس ابتدا سعی می کنیم که خود را کنترل کنیم. وقتی فرد به شدت گرسنه و تشنه است، دچار تنش و برانگیختگی خواهد شد. و بدن از شرایط نرمال و طبیعی خارج شده و دیگر شرایط کنترل از دست می رود. تصمیم بر این که چه کنیم و دست به کدام انتخاب بزنیم تا شرایط طبیعی را بازگردانده شود، وابسطه به ارضاء نیازی است که در آن شرایط شخص به آن نیاز دارد. ارضاء نیازها در تئوری انتخاب به عنوان اصول بنیادین مورد توجه قرار گرفته است.
مفاهیم بنیادین در تئوری انتخاب:
1) نیازها        2) رفتار        3) خواسته ها یا دنیای مطلوب       4) دنیای ادراکی
نیازها:
رفتارها و انتخاب های ما همسو یا نیازهایمان است. این که چه رفتار و چه انتخابی می تواند نیازهای ما را به بهترین وجه ممکن ارضاء کند، تصمیم گیری افراد را در اختیار خود قرار می دهد. گاهی فرد ممکن است به اشتباه فکر کند که این انتخاب و رفتار می تواند نیازش را برآورده کند. اما ممکن است که اینگونه نباشد. در این موضوع که فرد سعی و تلاش می کند هیچ تردیدی نیست، ولی چرا، با تمام دقت و تلاشی که فرد می کند، احساس می کند که نیازش برآورده نشده است؟ و یا به عبارت دیگر رضایت از زندگی ندارد.
گلاسر بیان می کند که افراد معمولاً در مورد نوع رفتارهایی که می کنند، فکر نمی کنند. افراد در تعارضات بین فردی، رفتارهای گوناگونی مانند قهر، گریه، ناراحتی، پرخاشگری، خشونت، را ممکن است انتخاب کنند، که غالباً به حل تعارض نمی انجامد. فرض کنید شخصی برای خرید یک بسته چای وارد فروشگاهی شده است ،درآن فروشگاه پنچ برند چای موجود است. او تلاش می کند که از میان این 5 برند چای یکی را براساس دانش و معیارهای قبلی آموخته شده، انتخاب کند. این چای خریداری شده لزوماً نمی تواند، بهترین برند موجود در بازار باشد. بلکه انتخاب بر اساس یادگیری ها و دانش او از قبل بوده است که ممکن است نتواند انتظارات خانواده را برآورده کند. در حل تعارضات میان فردی، مانند خرید چای فقط سه یادگیری از قبل آموخته قهر، پرخاشگری، ضرب و شتم موجود باشد. فرد چاره ای به جز انتخاب یکی از سه مورد ذکر شده ندارد.که قطعاً نمی تواند پیامد مطلوبی را به دنبال داشته باشد..
یادگیری رفتارهای مؤثر، می تواند انتخاب های بیشتری را برای فرد مهیّا کند. به عبارت دیگر عدم یادگیری رفتارهای مؤثر را می توان علت اغلب تعارضات، رنج ها و از همه مهمتر، حالات کنترل گری دانست. این موضوع که چه چیزی درست است و چه چیزی را ما فکر می کنیم که درست است، بسیار با هم متفاوت است. شاید از دوران کودکی، خوب یادگرفته ایم که محبت همراه با کنترل گری بهترین گزینه برای رهایی از تنهایی، سختی ها، تعارضات، ودرد ها خواهد بود. و دیگران بهتراز خودمان می توانند برای ما فکر کنند و تصمیم بگیرند، و رفتارهایمان را کنترل کنند.اگر فریاد می زنیم و یا پرخاشگری می کنیم، و یا در ارتباطات خود از گزینه قهر استفاده می کنیم و حتی گاهی محبت و دلسوزی می کنیم، به نوعی می خواهیم که دیگران را تحت کنترل خود درآوریم، وبه شکلی اختیار و انتخاب را از آنان بگیریم. تا به گونه ای رفتار کنند که ما می خواهیم. تئوری انتخاب به افراد آموزش می دهد که آزادانه فکر کنند و به شیوه ای پسندیده عمل کنند ودر تعامل با دیگران، ضمن لذت بردن از بودن در کنار یکدیگر همدلی و صمیمیت را نیز معنا کنند.

شناسنامه


کدخبر: ۲۱۱۸۸۹
تاریخ: ۱۳۹۹/۳/۲۷     ساعت: ۱۳ : ۲۹
امتیاز به این خبر:
  • 4
سرویس: اختصاصی جهانی پرس       زیرسرویس: اختصاصی جهانی پرس
انتشار:
تماس با ما


نام :*
ایمیل:
متن پیام :*
ارسال
نظرات


استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
  • ۱۳۹۹ سه شنبه ۱۷ تير
  • ١٦ ذو القعده ١٤٤١
  • Jul 07 2020