صفحه اصلی
جستجو پیشرفته
لطفا منتظر بمانید...
سازمانها و نهادها
گروه های خبری
اقتصادی
اجتماعی
هنر و اندیشه
محله خبر
اختصاصی جهانی پرس
تولید، اکران و پخش
آرشیو اخبار

دیوار؛اشک ها ولبخندها (دو)

 جبارآذین - هرج ومرج سینما؛معلول هرج ومرج کشور! دوستان رسانه ای ودلسوزان سینماومخاطب، اعتراض گسترده ای رادرخصوص افزایش غیر قانونی وگرانفروشی بلیت سینماهاآغازکرده اند.باسپاس از همت بلندآن ها،ذکرچندنکته را دراین ارتباط خالی ازلطف نمی دانم. عزیزان! درمملکتی که سارقان و تروریست های بزرگ وکوچک اقتصادی، شتررابابارآن می برند و دلالان و خرده سارقان با احتکار وگرانی اقلام ضروری زندگی مردم، ثروت اندوزی می کنند و گروهی ازنامسوولان و نامدیران زحمتکش!درداخل وخارج به عشق و صفا!مشغول هستند وگونی های پیاز همراه گله های گاو وگوسفندبه خارج ازکشورکوچ داده می شوند! همچنین، قانون، در مناسبات اجتماعی واقتصادی جایی ندارد وهرکس خر خودرامی راند وقیمت پیازعزیزازدلارعزیزتر! پیشی گرفته است، اعتراض به اضافه کردن خودسرانه وغیرقانونی قیمت بلیت سینماها حتا باهماهنگی سازمان اشتباهی سینمایی،  چندان جلوه ای ندارد! درروزگارتلخی که نا مجریان،نامدیران و نامسوولان کشور،برای قانون،پشیزی ارزش قایل نیستند و عملکرد های ضد قانونی ایشان، الگوی ملت است و عوامل آن هادرحوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی واقتصادی،ازآن ها پیروی می کنند، اعتراض وشکایت معنا وتاثیرلازم رانمی یابد، چراکه جمعی ازدادرسان، خود،درصف بیداد گران ایستاده اند.بااینهمه،گرچه نبایددربرابر ظلم و بی عدالتی خاموش بود، ولی حکایت رفیقان دزد وشریکان قافله راهم نباید ازیاد برد،آن هم درشرایطی که سیل ویرانگر و دهشتناک و سونامی فقر وگرانی، مملکت را دربرگرفته ونااهلان ونامحرمان کشوردرکاخ هاولذتخانه های خود وهمسفره هایشان به خوشگذرانی اشتغال دارند ودزدان ناجوانمرد ازسرقت اموال مردم مظلوم سیل زده هم ابا ندارند!
Jabar Azin

دیوار؛اشک ها و لبخندها (سه)
 می خواهیم زنده بمانیم،ولی به چه قیمت! نمای یک؛عصرروزسال تحویل است ویک زن ومردآبرومندودخترکشان که نه گداهستند و نه دزد!درحاشیه میوه فروشی ایستاده اند و غمگنانه وباحسرت، مردمی راکه برای خرید سیب، داخل صفی طولانی جای گرفته اند ، نظاره می کنند.ساعاتی می گذرد،سیب تمام شده،خریداران متفرق می شوند و صف خرید پرتقال شکل می گیرد.حواس همه،به پرتقال است و پرتقال فروش.زن و مرد ودخترکشان باشرمندگی،پلاستیک به دست، ته مانده جعبه های میوه وسیبهای نیمدار وخراب دور ریخته شده را جمع می کنندتا شب عید چیزی برای خوردن داشته باشند. آن سوتر، انسان  هایی شبیه آنهادرحاشیه قصابی هاو...ایستاده اند! نمای دو؛ بیرون یک ایستگاه مترو ،دختری آرایش کرده بالبخندی مصنوعی، با عبورهر مرد و پسرجوانی زیرلب زمزمه می کند: "سیصدتومن!" مردی می ایستد ومی گوید: "دویست تومن!"و دختر فروشنده می گوید: "سیصد". مردبه راه خود می رود. فروشنده پشیمان می شودوبه صرافت می افتد مردرا بازگرداندکه اتومبیلی کنارپیاده رو متوقف می شود ویکی ازدو پسرداخل اتومبیل می پرسد:"چند؟" و پاسخ سیصد! رامی شنود. خریداربه پسرهمراه خودچیزی می گوید و بعددخترراصدامی زند.فروشنده سواراتومبیل آن هامی شود ومی رود!                   نمای سه؛بساط ضیافت مجلل آقازاده درکاخ ظلم آباد پهن است وچی چی زاده ها دورمیز جمع اندوبه سلامتی می خورند ومی نوشند. خانم زاده میزبان به خدمتکاراشاره می کند و مرد اتوکشیده، خودرابه اومی رساند و دست به سینه منتظراوامرخانم می ماند. دستور، بردن غذای سروقت برای "می می" و"فی فی" است.خدمتکارسرخم می کند و اندکی بعدبادوظرف غذای ویژه سگ ها،هرکدام به قیمت دومیلیون تومان به سراغ قفس نقره ای چندین میلیونی"می می"و"فی فی"می رود. زندگی زیباوشیرین است،امابرای چه کسانی و زنده ماندن دیگران به چه قیمت؟


دیوار؛اشک ها و لبخندها (چهار)
سیل هم کوردلان رابینا نکرد! 
 دیگرچه بحران،فاجعه ومعضل وبلایی بایدرخ دهدتاخفتگان وخودبه خواب زدگان وغافلان به خودبیایند؟...مترو فروریخت؛ پلاسکوسوخت، کشتی به قعردریارفت،زلزله ها آمد،فقر و فاصله های طبقاتی گسترش یافت،فساد و تباهی وغارت بیت المال ولاقیدی نامسوولان به اوج رسید،گرانی یورش آورد و...ولی به جزعده ای زنده دل،کسی تکان نخورد وبرای بهبودحال خودوملت ووطن کاری نکرد.اکنون هم که سیل و سونامی ویرانگر با هجمه ای گسترده، ایران راآماج مرگ وتخریب قرارداده است،بازهم به غیرازهمان جماعت خداپرست وانسان دوست،ازمیان نااهلان وغافلان،کسی به خودنمی آیدودست هموطن زخمی را نمی گیرد.گروهی از ترس مرگ،گوشه ای خزیده وخرافات درآغوش،بدون هرگونه همت برای یاری هموطنان،استغفارنمایشی می کنند و همه چیزراگردن خدامی اندازند.جماعت چی چی زاده ها و دارندگان ژن خوک،همچنان با پول همین مردم مصیبت دیده و سیل زده،بره ومرغ وماهی به نیش می کشند وحرف های ماهواره های غربی را بلغورکرده و سیل را حاصل باران سازی آمریکایی ها می دانند. طیفی هم سیل رانتیجه دستکاری ابرهاتوسط سپاه قلمدادکرده و بی خیال درپی تفریح و خوشگذرانی هستند.اینان که جزنظریه بافی وتبلیغات منفی و سمپاشی کاری نمی کنند، براندوه،ناامیدی ومشکلات مردم می افزایند. البته کسانی نیزباباورطبیعی بودن فرایند ابر های باران زاوبارش باران وتوجیه علمی آن و عده ای باتکیه براین عقیده که سیلهای اخیر ماحصل ظلمهای نامسوولان و سکوت مردمان است،آستین هارا بالازده و به یاری گرفتاران سیل شتافته اند.بااین همه،واقعیت این است که،انسان هاباهرباور،بایدخداپسندانه وانسان دوستانه،جهت دستگیری از دیگرانسان ها بپا خیزند،ولی گروه های انسانیت گریز و خدانا باوریادشده کشور دین مدارما، دربروزحادثه تلخ سیل،نه فقط به یاری انسانهاوانسانیت و مظلومان نیامده اندکه باشیطنت وآزارو ایجاد انحراف وموانع،سدراه شرافتمندان شده وحتا برخی ازآنهابااحتکاروگرانفروشی اقلام مورد نیازمردم و سیل زدگان و بدترازهمه، سرقت اموال سیل زده ها،روی اشرارتاریخ راسفید کرده اند.مردم،دلسوزان و دلسوختگان ایران عزیز تاچه زمانی می خواهنددربرابراین همه گناه وفسادونااهلان وغارتگران کشورسکوت کنند؟
 

شناسنامه


کدخبر: ۲۱۴۲۵۰
تاریخ: ۱۳۹۸/۱/۱۱     ساعت: ۱۰ : ۴
امتیاز به این خبر:
  • 0
سرویس: اختصاصی جهانی پرس       زیرسرویس: اختصاصی جهانی پرس
انتشار:
تماس با ما


نام :*
ایمیل:
متن پیام :*
ارسال
نظرات


استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
  • ۱۳۹۸ يکشنبه ۱ ارديبهشت
  • ١٥ شعبان ١٤٤٠
  • Apr 21 2019