به گزارش جهانی پرس، معصومه رضائیان: جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی با همه سیاهی و تباهی که داشت، در حوزه‌های مختلف نظامی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی فرصت‌های خوبی را در اختیار ما قرارداد. آنچه در این جنگ نابرابر فراتر از میدان نبرد اهمیت پیدا کرد، جنگ روایت‌ها بود؛ عرصه‌ای که در آن رسانه نه یک ابزار جانبی، بلکه بخشی اصلی صحنه تهاجم دشمن بود. ابررسانه‌های معاند با هر پیام، تصویر و روایت خودساخته علیه ایران اسلامی، بر ادراک و برداشت افکار عمومی و حتی قضاوت ناظران بیرونی اثر گذار بودند و این اثرگذاری تا آنجا پیش‌رفت که بخشی از تهاجم خود را در سلطه بر افکار عمومی داخلی ایران تعریف کردند. یکی از فرصت‌هایی که جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونیستی در اختیار ما گذاشت خروج نهادهای فرهنگی و نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور از انفعال و قرار گرفتن تشکیل جبهه مقابله با دشمن بود. سفارتخانه‌ها که در گذشته، بخش مهمی از دیپلماسی فرهنگی‌شان به انتشار بیانیه‌های رسمی، نشست‌های محدود و ادبیات محافظه‌کارانه محدود شده بود، اینبار آرایش دفاعی به خود گرفتند و با استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌های دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و تولید محتواهای کوتاه و اثرگذار، فضای جدیدی از اثرگذاری در انتقال پیام و روایت‌گری ایجاد کردند و با تعریف درست مسیر، جزو حوزه‌های تحسین برانگیز دفاع از ملت ایران مقابل دشمن صهیونیستی-آمریکایی شدند؛ به طوری که می‌توان بازدارندگی توییت‌ها در جبهه جهاد تبیین آن سوی مرزها را در راستای قدرت تخریب موشک‌های برد بلند سلحشوران صنعت هوافضا دید و البته این تغییر، نشان داد که دیپلماسی فرهنگی در جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به فهم سازوکارهای رسانه جدید وابسته است. خلاقیت، شناخت مخاطب و مهارت در صورت‌بندی ویدئوهای لگویی سفارتخانه‌های ایران در آفریقا، هند، افغانستان، مسکو، زیمبابوه، لندن و ... مورد توجه کاربران جوان در دنیا قرار گرفت و به خوبی توانست احساسات و افکار عمومی را به مسئله جنگ تحمیلی سوم، جلب کند. طبق گزارش یک شرکت امنیت سایبری، انتشار ویدیوهایی با ویژگی طنز تند و گاه گزنده در صفحات سفارتخانه‌های ایران، تنها در نیمه دوم ماه مارس، بیش از ۱۴۵ میلیون بازدید در پلتفرم‌های ایکس، فیس‌بوک، اینستاگرام و تیک‌تاک داشت. خلاقیت در ساخت انیمیشن‌های لگویی و بازسازی صحنه‌ها با مفهوم سیاسی - اجتماعی و همچنین قدرت تصویرسازی ساده و قابل فهم برای کاربران در سراسر دنیا، علاوه بر اینکه این تولیدات را به ابزاری قدرتمند مقابله در جنگ نرم تبدیل کرد، این واقعیت را هم گوشزد می‌کند که در دنیای امروز جنگ‌ها دیگر صرفاً در جغرافیای نظامی تعریف نمی‌شوند و بخش مهمی از آن‌ها در جغرافیای ذهن و ادراک عمومی ملت‌ها جریان می‌یابد. بنابراین به همان اندازه که قدرت سخت در معادلات اثرگذار است، روایت‌سازی، اقناع افکار عمومی و حضور مؤثر در فضای رسانه‌ای نیز در تعیین موقعیت بازیگران آن نقش پررنگی دارد. آنچه در این تجربه قابل توجه به نظر می‌رسد، تغییر تدریجی در شیوه‌های دیپلماسی فرهنگی است. دیپلماسی فرهنگی در جهان شبکه‌ای امروز دیگر صرفاً در چارچوب نشست‌ها و برنامه‌های رسمی تعریف نمی‌شود؛ بلکه بخش مهمی از آن در فضای دیجیتال، شبکه‌های اجتماعی و تعامل مستقیم با افکار عمومی شکل می‌گیرد.