اربعینِ امسال با دلهای شکسته عهدی تازه شد برای مقابله با ظلم، در این راهپیمایی هر زائر یک سرباز و هر قدم، بیعتی دوباره با خون شهیدان است و در این راه، نام رهبر شهیدمان «سیدعلی حسینی خامنهای» چون ستارهای در آسمان دلمان میدرخشد و راه را تا بینهایت برایمان روشن نگاه میدارد. جهانی پرس؛ معصومه رضائیان؛ امسال مسیر مَشاییه برای مردم ایران، طریق دیگری بود؛ گویی جادهها رنگ دیگری دارند و دلها با بهانهای مضاعف میتپند و زائران در مسیر نجف تا کربلا پیمانی نو بسته اند با ملت کریم عراق؛ پیمانی از جنس محبت، برادری و همسفری در راهی که پایان ندارد. عراقیها پیشتر در استقبال از نخستین زائران اربعین -آقای شهید ایران- سنگ تمام گذاشتند و چشمِ جهان را خیره کردند؛ چنانکه گویی هر کوچه و خیابانِ عراق، سالها برای چنین میزبانیای دعا کرده و انتظار کشیده است. از همینرو، امسال رفتن به عراق را بر خود فرض دانسته و از اینکه کارم جور نمیشد، کلافه و دلخور بودم؛ انگار وجودم در میانهی راه است و جسمم جا مانده! اما اجابت، در دلهای شکسته است. ساعت دو بعدازظهر بود؛ خسته از سر کار به خانه رسیده بودم. تلفنم زنگ خورد. صدای برادرم بود؛ با همان لحن همیشگیاش پرسید: «کربلا نمیروی؟» با دلخوری گفتم: «رفیق راه ندارم!» خندید و گفت: «ساکت را ببند؛ نیمساعت دیگر میآیم دنبالت تا برویم.» دنیا برای لحظهای از حرکت ایستاد. سراسیمه به سوی اتاق رفتم؛ کولهپشتی را روی تخت انداختم و بیآنکه بدانم چه باید بردارم، شروع کردم به جمعآوری مایحتاج سفر: مهر و تسبیحی که بوی خاک نجف میداد، چفیهای که سالها همراه بود و دلی که پیش از جسم، راهی کربلا شده بود. در مسیر، شهر را پشت سر گذاشتیم؛ حالا دیگر به آرامش رسیده بودم؛ گویی خیابانها هم آرامتر از همیشه بودند و راه، هموار! هر چه به مرز نزدیکتر میشدیم، انگار بار غم از دوشمان سبکتر میشد. آخر اربعینِ امسال، جور دیگری است؛ دلهایمان شکسته، از دوری آقاجانمان و هیچچیز آراممان نمیکند. و در این سفر، چه همراه خوبی است رادیو اربعین؛ صدایی که یادآور نامی است که در هر نفس تکرار میشود: «حسین» و اشک، ترجمانِ سکوتمان از سنگینی غمی است که طی ماههای گذشته با شهادت رهبر عزیزتر از جانمان، بچههای مدرسه شجره طیبه و شهادت فرماندهان و مردم مظلوم کشورم، پشت سر گذاشتهایم. در مرز، هر کس را دیدیم عکسی از رهبر شهید و پرچمی سرخ که نشانِ خونخواهیِ شیعه است، همراه داشت. انگار این مردم، فکر و دلشان یکی شده؛ هر کدام از یک شهر و دیار آمدهاند، اما گویی همگی با یک نیت و به نیابت از امام شهیدشان، قدم در راه گذاشتهاند. از همان ابتدای مرزبانی که وارد خاک عراق شدیم، حالوهوای عراقیها هم جور دیگری بود. رانندگان عراقی در ماشینهایشان، نواهای انقلابیای که ما شبها در میدانها میخوانیم را پخش میکردند و اینگونه سعی داشتند همدلی و محبت خود را به ایرانیان نشان دهند. این را از ابراز احساساتشان به نمادهایی که همراه زائران ایرانی بود نیز میشد فهمید. نصب پوسترهای بزرگ از تمثال رهبر شهید سیدعلی حسینی خامنهای، در مسیر نجف، دلمان را تنگتر و سوزِ دلمان را بیشتر میکند و یادمان میاندازد که چقدر باید قدردانِ مردم شریف عراق باشیم که با حضورشان در مراسم تشییع، برای عزیزِ دلمان و رهبر شهیدمان، سنگ تمام گذاشتند. و امسال در این مسیرِ سراسر نور، بیشتر از پیش دریافتم که اربعین یک عهد است، یک پیمانِ ناگسستنی میانِ دلهایی که در راهِ حق، یکصدا شدهاند. ما در اربعین امسال تلاش کردیم بگوییم هرچند «آیتالله شهید سیدعلی حسینی خامنهای» دیگر در میانِ ما نیست، اما راهش زنده است؛ در هر قدمی که برمیداریم و در هر قطره اشکی که برای مظلومیتِ آلالله میریزیم.
گزارش تازه · اخبار روز
اربعینِ دلهای شکسته
اربعینِ امسال با دلهای شکسته عهدی تازه شد برای مقابله با ظلم، در این راهپیمایی هر زائر یک سرباز و هر قدم، بیعتی دوباره با خون شهیدان است و در این راه، نام رهبر شهیدمان «سیدعلی حسینی خامنهای» چون ستارهای در آسمان دلمان میدرخشد و راه را تا بینهایت برایمان روشن نگاه میدارد. جهانی پرس؛ معصومه رضائیان؛ امسال مسیر مَش


دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است.
دیدگاه شما
دیدگاه پس از بررسی تحریریه منتشر میشود. ایمیل شما عمومی نمایش داده نمیشود.