به گزارش جهانی پرس،‌ناهید منصوری- خبرنگار، ناصر فیض با اعتقاد بر اینکه ماجرای رهبری در ایران ریشه در اعتقادات ما دارد و ایران با تمدنی هزار ساله نمیتواند با یک رهبریت سیاسی معمولی که در جهان تعریف شده هدایت شود اظهار کرد: رهبری ایران به کسی سپرده شده بود که منتقد، صاحب نظر، اهل ادبیات فارسی بودند و در اوج بر همه زمینه‌ها تسلط داشتند. وی ادامه داد:‌ این تسلط به زبان و ادبیات فارسی به حدی بود که رهبر شهیدمان علاوه بر اینکه شاهنامه، سعدی و حافظ را به خوبی می‌دانستند، شاعران معاصر را هم می‌شناختند و همین هم سبب شده بود که سخنور خوبی هم باشند. این شاعر پیشکسوت با ذکر خاطره ای در خصوص صاحب نظر بودن رهبر شهید در عرصه شعر خاطرنشان کرد: روزی شاعری در یکی از این دیدارها آمد و کتابش را به عنوان هدیه به حضرت آقا تقدیم کرد؛ رهبر شهید کتاب را گرفت و در طی ۱۰ ثانیه یک صفحه را باز کردند و سطرها را با دست دنبال کردند و گفتند اگر اینجا به جای این کلمه شما مثلاً این کلمه را گذاشته بودید، هم شعرتان توسع معنایی پیدا می‌کرد، هم بلاغت و فصاحتش بیشتر می‌شد و هم به فلان موضوع اشاره داشت. فیض افزود: بعد از این کلام رهبرشهید متوجه حریت در چهره شاعری که کتاب را تقدیم کرده بود شدم که میگفت چطور ممکن است که کتابی که به تازگی چاپ شده است به دست رهبر رسیده باشد و ایشان اینقدر مسلط نظر خود را بیان کند. این نشاندهنده این است که یک نفر در جایگاه رهبری فقط مسئله سیاسی برایش دغدغه نیست و ادبیات مملکت را هم رصد می‌کنند و نقدها و نظرات خود را نیز ارائه می‌دهند. این شاعر در بخشی از سخنانش یادآور شد که سابقه نداشته که رهبری برای هیچ دیداری مستمراً اینقدر وقت بگذارد که چهار یا پنج ساعت روی صندلی بنشینند و شعر گوش کنند و بعد از آن که تمام می شود اشکالاتی بگیرند و بعد تمام دغدغه‌شان این باشد که شاعران را به زبان فارسی توصیه کنند و یادآور شوند که شما شاعران پاسداران زبان فارسی هستید. وی تصریح کرد: ایشان توصیه میکردند که شاهنامه، سعدی، حافظ، مولانا بخوانید، شعر گذشته و تاریخ بیهقی بخوانید و وقتی ابوالفضل زرویی نصرآباد تذکره المقاماتی که نوشته بود را خدمتشان خواند، ایشان گفتند کسی که تاریخ بیهقی را خوب خوانده باشد می‌تواند برای ساختن نقیضه از آن استفاده کند و لازم است که حتماً به اثر مبدا تسلط داشته باشید تا ساختار ادبی آن را بتوانید به یک جای دیگر منتقل کنید و از آن طنز درست کنید. چنین اظهارنظرهایی از هرکسی ممکن نیست مگر اینکه خود شخص، در آن زمینه حرفه ای و مسلط باشد و این چیزی است که هیچکس از یک رهبر سیاسی انتظار ندارد. این شاعر با اشاره به علاقه رهبر شهید به سبک های شعری گفت: ایشان به سبک‌ها مخصوصاً سبک هندی علاقه داشتند و سبک‌های عراقی و خراسانی را کاملاً می‌شناختند حتی در برخی از موارد می‌گفتند از سبک هندی مضمون یاد بگیرید، از سعدی روان صحبت کردن را و از شاهنامه حماسی صحبت کردن را بیاموزید. وی در سخنانش از اینکه زبان فارسی دغدغه اصلی رهبر شهید بود سخن گفت و یادآور شد که از نظر ایشان شعر ثروت ملی ماست. او در خاطره دیگرش درباره نقدپذیری رهبر شهید شرح داد: شاعری یک روز آمد شعر بخواند، نوبتش که رسید گفت اگر حضرت اجازه به من بدهند دو تا شعر بخوانم و ایشان هم گفتند بخوانید؛ شاعر گفت من یک شعر میخوانم درباره شما و یکی متفرقه است؛ رهبری گفتند آن شعری که درباره ما است را نخوانید چون بدشان می‌آمد در مدحشان شعر سروده شود و می‌گفتند که شخص را مدح نکنید بلکه خداوند را مدح کنید و شعر برای توحید و شهدا بگویید، حتی شعر عاشقانه برای همسرتان بسرایید. وی ادامه داد: شاعر پذیرفت و یک شعر خواند؛ شعری که از اول تا آخرش اعتراض بود؛ بعد که شعر تمام شد، ایشان گفتند «اینم که درباره ما بود!» و این کلام یک انسان هوشمند است که به ما می‌فهماند که صدای اعتراضت را شنیدم و این پذیرش ایشان را در جایگاه رهبری نشان می داد.