به گزارش جهانی پرس؛ مریم امیدی- قلب تپنده‌ی شبکه‌های اجتماعی، «اقتصاد توجه» است. الگوریتم‌ها برای بیشینه‌سازی زمان حضور کاربر، محتوایی را اولویت‌بندی می‌کنند که بیشترین واکنش هیجانی را برانگیزد. در زمان جنگ، تصاویر دلخراش، روایت‌های وحشت و اخبار لحظه‌ایِ ناگوار، دقیقاً همان چیزی هستند که الگوریتم‌ها با سرعت بالا به کاربران مخابره می‌کنند. این چرخه که به «اسکرولِ مرگ» (Doomscrolling) شهرت یافته، فرد را در یک وضعیت اضطراب مداوم قرار می‌دهد. وقتی میلیون‌ها نفر همزمان در معرض محرک‌های استرس‌زای مشابه قرار می‌گیرند، نوعی «ترومای نیابتی» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که در آن گویی جامعه نه تنها ناظر، بلکه قربانی مستقیم حادثه است و احساس درماندگی به یک تجربه جمعیِ فلج‌کننده تبدیل می‌شود. در مقابل این جریانِ مسموم، رسانه‌های مسئول نقش متفاوتی بر عهده دارند. رسانه‌ها در زمان جنگ نباید تنها به انتقالِ خامِ اخبارِ هولناک بپردازند، بلکه وظیفه دارند به عنوان «عامل التیام‌بخش» عمل کنند. این به معنای سانسور واقعیت نیست، بلکه به معنای «روزنامه‌نگاریِ مبتنی بر راهکار» است. رسانه‌ی آرام‌بخش به جای بمباران ذهنی مخاطب با تصاویر خشونت‌آمیز، بر بازنماییِ تاب‌آوری اجتماعی، معرفیِ منابع حمایتی، ارائه راهکارهای عملی برای مقابله با بحران و تبیین چشم‌اندازهای منطقی تمرکز می‌کند. رسانه‌های پویا می‌توانند با ایجاد فضاهای گفتگو و تأکید بر همبستگی انسانی، احساسِ تنهایی و انزوای ناشی از بحران را کاهش دهند. علاوه بر این، رسانه‌ها مسئولیت دارند که فضای دیجیتال را برای مخاطبان «ایمن‌سازی» کنند. این شامل تبیین سواد رسانه‌ای است تا مردم بدانند چگونه در زمان بحران، مصرف اخبار خود را مدیریت کنند، چه زمانی دست از جستجوی اطلاعات بردارند و چگونه بین خبر واقعی و شایعاتِ برانگیزنده تمایز قائل شوند. در نهایت، جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بخشی از آن در ذهن‌ها و در جریانِ داده‌های فضای مجازی در حال وقوع است. الگوریتم‌ها بدون درکِ عواطف انسانی، جامعه را به سمت فروپاشی عصبی سوق می‌دهند، اما رسانه‌های آگاه می‌توانند با بازگرداندنِ تعادل، آرامش و امید، سدی در برابر این تروما بسازند. حفظ سلامتِ روانِ یک ملت در زمان جنگ، به اندازه‌ی دفاع از مرزها حائز اهمیت است و این امر جز با درکِ قدرتِ رسانه‌ها در شکل‌دهی به روایت‌های التیام‌بخش میسر نخواهد بود.