به گزارش جهانی پرس، انتقال بی‌وقفه اخبار منفی، تصاویر دلخراش و تحلیل‌های بدبینانه از احتمال حملات مجدد به محیط خانه، نه تنها کمکی به حل بحران نمی‌کند، بلکه تعادل روانی اعضای خانواده را فرو می‌پاشد. برای یک کودک، خانه باید نماد امنیت مطلق باشد. وقتی والدین در حضور فرزندان دائماً درباره تهدیدات، کمبودها یا احتمال خطر صحبت می‌کنند، این «امنیت ادراکی» کودک تخریب می‌شود. نتایج این اضطرابِ منتقل‌شده می‌تواند به صورت شب‌ادراری، کابوس‌های شبانه، افت تحصیلی، پرخاشگری و در درازمدت، اختلالات اضطرابی عمیق در بزرگسالی بروز کند. بسیاری از والدین تصور می‌کنند «صادق بودن» با فرزندان به معنای به اشتراک گذاشتن تمام واقعیت‌های تلخ است؛ در حالی که صداقت با کودکان باید متناسب با سن و توان درک آن‌ها باشد. شما می‌توانید بدون دروغ گفتن، از بیان جزئیاتِ ترسناکِ موقعیت‌های جنگی خودداری کنید. به جای تمرکز بر «احتمال حمله دشمن»، بر «اقدامات احتیاطی و آرامشِ موجود» تمرکز کنید. در روزهای جنگ و پس از آن، خانه باید به یک «جزیره ثبات» تبدیل شود. این به معنای بی‌خبری مطلق نیست، بلکه به معنای ایجاد فیلترهای هوشمندانه است. اخبار را زمانی که فرزندان خواب هستند یا در محیط دیگری مشغول بازی هستند دنبال کنید. از بحث‌های تند و پرخاشگرانه سیاسی در حضور کودکان بپرهیزید، زیرا لحن و هیجانِ شما در حین صحبت، بسیار بیشتر از خودِ کلمات بر کودک تأثیر می‌گذارد. در این دوران شکننده، وظیفه اصلی والدین، «تاب‌آوری فعال» است. یعنی نشان دادن این پیام به فرزندان که «ما کنار هم هستیم، مراقب هم هستیم و زندگی ادامه دارد». مشارکت دادن کودکان در بازی‌های خانگی، قصه‌گویی، و حفظ روتین‌های روزمره، بهترین سنگر در برابر ناامنی‌های بیرون از خانه است. به یاد داشته باشید، زخم‌های فیزیکی جنگ با گذشت زمان بهبود می‌یابند، اما اضطرابی که امروز در روح کودکان نهادینه شود، ممکن است سال‌ها پس از پایان جنگ نیز گریبان‌گیر آن‌ها باشد. حفاظت از سلامت روان خانواده، یک مسئولیت اخلاقی و حیاتی است؛ امروز بیش از هر زمان دیگری، خانه شما باید امن‌ترین نقطه جهان برای فرزندانتان باقی بماند.