تهران — خبرگزاری جهانی پرس/ در حالی که اقتصادهای در حال گذار با چالشهای عمیق در بازسازی ساختارهای مدیریتی روبرو هستند، بحثهای جدید پیرامون نقش «مدیران تحول‌گرا» در ایران، جلب توجه کارشناسان کرده است. در گفتگوی اخیر، حجت بقایی، مشاور تحقیق و توسعه و فعال حوزه توسعه، از ضرورت تغییر پارادایم از «مدیریت پروژه‌محور» به «مدیریت رفتارمحور» سخن گفت. _ فراتر از بخشنامه‌ها؛ بحران نگاه به مسئله: بقایی در تحلیل وضعیت موجود، مدعی است که مشکل اصلی در سازمانهای ایرانی، کمبود دستورالعمل نیست، بلکه ناتوانی در «بازتعریف مسئله» است. وی معتقد است مدیران اغلب به جای دیدن فرصتهای تحول، با موانع ساختاری برخورد کرده و در نتیجه، تحول را به یک امر نمایشی تقلیل می‌دهند. او تاکید کرد که شکاف میان سه سطح «فردی، سازمانی و کلان» عامل اصلی شکست پروژه‌های اصلاحی در کشور است. از نظر وی، تا زمانی که تحول از سطح رفتار فردی مدیر شروع نشود، هرگونه تغییر در سطح کلان تنها به یک «نمایش بزرگ» تبدیل خواهد شد که پس از اتمام هیاهوی رسانه‌ای، از بین می‌رود. — نقد فرهنگ «نمایش» و جایگزینی آن با «داده‌محوری»: یکی از بخشهای کلیدی این گفتگو، نقد رویکردهای سنتی در مدیریت سازمانهای ایرانی بود. بقایی با اشاره به تجربه شکست پروژه‌های بزرگ، بر ضرورت استفاده از «پروژه‌های کوچک اما راهبردی» تاکید کرد. وی معتقد است در محیطی که تصمیمات اغلب بر پایه تحلیلهای ضعیف اتخاذ می‌شوند، استفاده از «اعداد و آمارهای مستند» می‌تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند برای تغییر فرهنگ سازمانی عمل کند. او همچنین خواستار جایگزینی «فرهنگ حفظ جایگاه» با «فرهنگ پرسشگری» در سازمانها شد و بر اهمیت تیم‌سازی به جای صرفاً جمع‌آوری نیروی کار، تاکید کرد. — مدیریت ناامیدی در محیطهای پرچالش: در مواجهه با پرسش درباره چالشهای روانی و ناکامیهای مسیر در فضای پرفشار ایران، بقایی رویکردی عملیاتی را پیشنهاد داد. او با تایید وجود ناامیدی در مسیر مطالبه‌گری، آن را نه یک پایان، بلکه یک «ایستگاه برای بازنگری» توصیف کرد. وی استراتژی خود را در سه مرحله خلاصه کرد: اجرای مستقیم، ارائه ایده به دیگران و بازگشت برای اصلاح. او هشدار داد که ناامیدی اغلب ناشی از عدم درک «زمان طبیعیِ رسیدن به نتایج» است، نه لزوماً اشتباه بودن مسیر. — چشم‌انداز آینده؛ ماراتن، نه دوی سرعت: در پایان، بقایی با ارائه توصیه‌ای به مدیران جوان، بر تبدیل ایده‌ها به «پروژه‌های حداقلی و ملموس» تاکید کرد. او معتقد است تحول در ایران یک ماراتن طولانی است که برندگان آن کسانی هستند که در مسیرهای خسته کننده، توانایی تداوم حرکت را داشته باشند. از نظر وی، معیار سنجش موفقیت یک مدیر تحول‌گرا، ماندگاریِ مسیر پس از خروج او از سازمان است؛ یعنی ایجاد سیستمی که در آن «شایسته‌سالاری» جایگزین «رانت و روابط» شود و تحول به یک ویژگی ساختاری تبدیل گردد، نه یک پروژه فردی./م.ا