به گزارش جهانی پرس، مصطفی حسینیان، هر بار که از آن سوی دنیا سخنی درباره تنگه هرمز شنیده می‌شود، یک حقیقت قدیمی دوباره در ذهن زنده می‌شود: این سرزمین، بارها و بارها در برابر چشم طمع و زبان تهدید ایستاده است. تاریخ ایران، تاریخِ عبور از هجوم‌ها و ماندن بر جای خویش است؛ از یونانی و عرب و مغول گرفته تا قدرت‌های استعمارگر، همه آمده‌اند و رفته‌اند، اما ایران مانده است؛ با مردمی که در هر عصر، غیرت و هویت خود را بر خاک این سرزمین گواهی داده‌اند. تنگه هرمز برای ما تنها یک آبراه استراتژیک نیست. برای مردمی که در ساحل جنوبی این کشور زندگی می‌کنند، برای ماهیگیری که هر صبح راه دریا را پیش می‌گیرد، برای کارگری که در گرمای بندر روزگار می‌گذراند، برای مادری که فرزندش لباس خدمت بر تن کرده، و برای هر ایرانی که نام خلیج فارس را با غرور بر زبان می‌آورد، این تنگه بخشی از زندگی، هویت و حافظه ملی است. کسی که از دوردست‌ها به این جغرافیا نگاه می‌کند، شاید فقط یک گذرگاه انرژی ببیند؛ اما ما خانه خود را می‌بینیم. همین‌جاست که تهدیدها بی‌اثر می‌شوند. تنگه‌ای که قرن‌ها در قلب تاریخ و جغرافیای ایران ایستاده، با هیاهوی سیاسی جابه‌جا نمی‌شود. فرزندان این سرزمین، از مرزبانان و دلاورمردان ارتش و سپاه تا همه آنان که در طول تاریخ سینه سپر کرده‌اند، نشان داده‌اند که پاسداری از آب و خاک ایران وظیفه‌ای عادی نیست؛ عهدی است تاریخی، مقدس و بی‌پایان. این خاک، به بهای خون حفظ شده و با خون نیز پاس داشته خواهد شد. آن‌که از دور، با زبان قدرت‌نمایی سخن می‌گوید، شاید فراموش کرده باشد که این ملت، آزمون‌های بزرگ‌تری را پشت سر گذاشته است. ایران در برابر فشار، فرو نمی‌ریزد؛ منسجم‌تر می‌شود. در برابر تهدید، عقب نمی‌نشیند؛ هوشیارتر می‌ایستد. و در برابر هر متجاوزی، فقط یک پاسخ دارد: شکستِ اراده‌ای که خیال کرده بود می‌تواند حقیقت جغرافیا را تغییر دهد. پس اگر امروز کسی در مقام رئیس‌جمهور آمریکا یا هر قدرت دیگری، زبان به یاوه‌گویی درباره تنگه هرمز بگشاید، بهتر است بداند با سرزمینی طرف است که تاریخش بر شانه مقاومت ایستاده است. تنگه هرمز جان ایران است؛ و هیچ ملت زنده‌ای، جان خود را به بیگانه واگذار نمی‌کند. این آبراه نه موضوع معامله است، نه قابل مصادره، و نه در معرض نمایش‌های سیاسی. تاریخ این سرزمین، بارها ثابت کرده است که هر تهدیدی در برابر اراده ملت ایران سرانجام رنگ می‌بازد. آنچه می‌ماند، نه صدای بلند مدعیان، که قامت استوار ملتی است که در طول قرن‌ها آموخته است: از آب و خاک خود، با عزت پاسداری کند.