به گزارش جهانی پرس، الهام نرجه پور ، گفت‌وگو با مهندس جمشید ایرانی، کنشگر اجتماعی و مدیرعامل انجمن مدیران فرهنگی کشور *مهندس جمشید ایرانی* از چهره‌هایی است که تجربه دانشگاهی، مدیریتی و کنشگری اجتماعی را هم‌زمان در کارنامه خود دارد. او معتقد است بدون *سواد زیست جمعی* و آموزش مستمر، نه شوراها به دموکراسی کمک می‌کنند و نه نهادهای مدنی شکل واقعی می‌گیرند. در این گفت‌وگو، از جامعه مدنی، شوراها، آموزش، فرهنگ مشارکت و چالش‌های شهرنشینی در ایران صحبت کرده‌ایم. *آقای مهندس، کمی از مسیر تحصیلی و کاری خودتان بفرمایید.* من مهندسی شیمی را در دانشگاه صنعتی شریف خواندم، اما تحصیلات عالی‌ام را در حوزه فلسفه ادامه دادم. تمرکز اصلی من در سال‌های بعد، اندیشه سیاسی، رسانه و کارکردهای اجتماعی بوده است. از طرفی به‌دلیل سابقه‌ام در مدیریت فرهنگی، اکنون مدیرعامل انجمن مدیران فرهنگی کشور هستم و در مجموعه‌های مختلف فرهنگی نقش مشاور داشته‌ام. همچنین در دوره آقای دکتر صلاحی، دبیر کارگروه برنامه فرهنگی‌، هنری سازمان فرهنگی‌هنری شهرداری تهران بودم. *شما را به‌عنوان یک کنشگر اجتماعی می‌شناسند. فعالیت‌های شما بیشتر در چه حوزه‌ای بوده است؟* تمرکز من بر جامعه مدنی و نهادهای واسط میان مردم و حاکمیت بوده؛ نهادهایی که بتوانند روابط اجتماعی را سامان بدهند. شوراهای محله و شوراهای شهر نمونه‌ای از همین نهادها هستند. جامعه مدنی یعنی مردم بتوانند بر اساس توافق جمعی، قواعد زندگی مشترک خودشان را تنظیم کنند. *این توافق جمعی نیازمند چه دانشی است؟* نیازمند سواد و آگاهی است. در دنیا به این حوزه *حقوق پارلمانی* می‌گویند. من مدرس این حوزه هستم. حقوق پارلمانی یعنی دانستن قواعد قانون‌گذاری، جلوگیری از تعارض قوانین و تنظیم روابط اجتماعی. کسانی که در این حوزه تخصص دارند را پارلمان‌تارین می‌نامند؛ افرادی که کمک می‌کنند روابط حقوقی جامعه شکل بگیرد و حد و مرزها مشخص شود. *چرا به نظر شما جامعه ما در این زمینه دچار مشکل است؟* چون ما جامعه‌ای توده‌ای هستیم که به‌درستی نظام‌مند نشده‌ایم. اگر جامعه توده‌ای بدون طبقه‌بندی و قواعد رها شود، ناهنجاری ایجاد می‌شود؛ درست مثل ترافیک شهری یا بی‌نظمی در طرح‌های شهری. زندگی شهری، محلی و حتی ملی نیازمند قواعد روشن است. *می‌شود این موضوع را با یک مثال ملموس توضیح بدهید؟* بله. مثال ساده‌اش آپارتمان‌نشینی است. خانه‌ای که قبلاً ویلایی بوده، تبدیل به مجتمع می‌شود. حالا شما هم فضای خصوصی دارید، هم مشاعات. تصمیم‌گیری درباره مشاعات فقط با توافق جمعی ممکن است. همین منطق در خیابان، محله و شهر هم وجود دارد. فضاهای عمومی مثل مشاعات‌اند و باید با نظر نمایندگان منتخب مردم اداره شوند. *به نظر شما این نگاه در جامعه ما نهادینه شده است؟* خیر. متأسفانه ما هنوز فرهنگ زیست جمعی را نداریم. حتی شریک را هم نمی‌پذیریم. ظاهر کار جمعی را داریم، اما در عمل، وقتی فرصتی پیش می‌آید، حقوق دیگران را نادیده می‌گیریم. جامعه مدنی یعنی پذیرش *غیر*، در حالی که در فرهنگ سنتی ما، حذف غیر پررنگ است. *این مسئله چه تأثیری بر نهادهایی مثل شوراهای شهر گذاشته است؟* خیلی زیاد. ما شورا انتخاب می‌کنیم، اما رفتارها همچنان سنتی است. شهردار انتخاب می‌شود، اما عملاً شورا نقشی در تصمیم‌گیری ندارد. ظاهر مدرن است، اما محتوا سنتی. نرم‌افزار ذهنی ما با سخت‌افزار ساختارها هم‌خوان نیست. *آیا صرف برگزاری انتخابات می‌تواند دموکراسی ایجاد کند؟* خیر. انتخابات شرط لازم است، اما کافی نیست. مثل این است که بگوییم تخت خواب خوب داریم، پس خواب خوب هم داریم. یا ساعت گران‌قیمت داریم، پس مدیریت زمان بلدیم. بدون آموزش، انتخابات هم به دموکراسی منجر نمی‌شود. *آموزش چه نقشی در این میان دارد؟* نقش کلیدی. مثال رانندگی را در نظر بگیرید؛ بدون گواهینامه اجازه رانندگی ندارید. اما در انتخابات، افراد بدون آموزش وارد شورا می‌شوند. نه مهارت دارند، نه دانش حقوقی. نتیجه‌اش می‌شود بازگشت به رفتار سنتی. *راهکار پیشنهادی شما چیست؟* راهکار، آموزش مستمر است. ما انجمنی تأسیس کرده‌ایم به نام *انجمن گسترش سواد دموکراسی*. هر کسی که می‌خواهد کار جمعی انجام دهد، باید این سواد را یاد بگیرد. قواعد کار جمعی در همه‌جا یکی است. *این آموزش باید از کجا شروع شود؟* از کودکی. از خانواده، مدرسه، دانشگاه، محله، سراهای محلی و فضاهای فرهنگی. باید باور مشارکت، مدیریت جمعی و حقوق شهروندی را در فرهنگ، آموزش و حتی ضرب‌المثل‌هایمان نهادینه کنیم. این مسیر زمان‌بر است، اما اگر شروع نکنیم، هیچ‌وقت به جامعه مدنی نمی‌رسیم. از نگاه من، جامعه مدنی نه با شعار و نه با ساختارهای ظاهری شکل می‌گیرد، بلکه نیازمند آموزش، پذیرش دیگری و تغییر نرم‌افزار ذهنی جامعه است؛ مسیری که از محله آغاز می‌شود و به شهر و کشور می رسد.