به گزارش جهانی پرس؛ احمد حضرتی- دیروز که خبر زنجیرهی انسانی در سواحل هرمزگان و جزایرش منتشر شد، بسیاری آن را یک حرکت نمادین خواندند؛ اما برای کسی که تاریخ این خاک را میشناسد، آن صحنه فقط یک عکس خبری نبود. آن دستهای بههمپیوسته، ادامهی همان زنجیری بود که قرنها پیش در همین سواحل، در برابر ناوگان استعمارگران پرتغالی کشیده شد؛ همان زنجیری که شاه عباس صفوی با خون و تدبیر خود محکم کرد و نام بندرعباس را بر دروازهی جنوب ایران کوبید تا یادآور باشد که این خاک هرگز بیولی و بیصاحب نمانده؛ صاحب حقیقی آن امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) است و ما در سایهی کرامت امام رضا (علیهالسلام) و با رهبری مقام معظم رهبری، امانتداران و نگهبانان آن هستیم. اما این زنجیره فقط از جنوب آغاز نمیشود و به جنوب ختم نمیشود. اگر چشم بچرخانید، در هر گوشهی این سرزمین پهناور، همان غیرت نفس میکشد. در تنگستان، رئیسعلی دلواری با یارانش نشان داد که ساحل بوشهر و خلیج فارس، خط قرمز جان است. در جنگلهای گیلان، میرزا کوچکخان جنگلی با ایمان و استقامت، راهی گشود که به آزادیخواهی این ملت پیوست. در تبریز، ستارخان و باقرخان در سنگرهای مشروطه، با جان بر کف ایستادند تا شهر و مردم در برابر ظلم زانو نزنند. و در میان همهی این مردان بزرگ، بیبی مریم بختیاری، آن زن شجاع ایل بختیاری، ثابت کرد که غیرت این خاک جنسیت نمیشناسد؛ او که در کنار برادران و مردان ایل خود جنگید، نماد ارادهی زنانی است که برای حفظ ناموس و خاک، دست خالی اما دل پر، به میدان میروند. اینها نامهایی از یک فهرست بلند نیستند؛ آنها روح زندهی ایرانند. از روستاهای دورافتادهی شرق تا دشتهای غرب، از کوههای کردستان تا سواحل گرم جنوب و جزایر خلیج فارس، در هر شهر و هر روستای این مرز و بوم، یک حقیقت مشترک است: غیرت. عرب خوزستان و هرمزگان، بلوچ سیستان و بلوچستان، کرد غرب، لر و بختیاری زاگرس، ترک و ترکمن شمال و شمالشرق، فارس و همهی اقوام دیگر این سرزمین — همه و همه — یک سخن دارند و آن این است که خاک پاک ایران، از جان شیرینتر است. آنها از جان خود میگذرند تا این خاک، این نام و این عزت، دستنخورده بماند. امروز، سربازان ارتش، نیروهای مسلح و سپاهیان جانبرکف این مرز و بوم، میراثداران همان قهرمانانند. آنها که با جان خود در خط مقدم ایستادهاند، ادامهدهندگان راه رئیسعلی، میرزا کوچکخان، ستارخان، باقرخان و بیبی مریم هستند. آنها نه فقط مدافع مرزها، که حافظان همان زنجیرهی غیرتند که قرنهاست در رگهای این سرزمین جریان دارد. و در کنار آنها، باید یاد کرد از همهی شهدا و دلاورمردان که در طول تاریخ و در هر میدان دفاع از این سرزمین، جان شیرین خود را فدای آب و خاک و ناموس و دین و اعتقاداتشان کردند. خون آنها در این خاک جاری است و نامشان در قلب ملت زنده است. در این میان، رسالت ما روزنامهنگاران و رسانهها چیست؟ فقط گزارش یک رویداد؟ نه. وظیفهی ما شاهد بودن است؛ شاهدی صادق که حقیقت را نه با شعار، که با تصویر و کلام انسانی به جهان برساند. دنیا باید بداند آنچه دیروز در ساحل هرمزگان رخ داد، نه یک نمایش سیاسی، که نفس کشیدن ملتی است که تاریخش، تاریخ دفاع از کرامت است. رسانهی ملی و بینالمللی ما باید نشان دهد که ایرانی که امروز در سواحل جنوب زنجیره میزند، همان ایرانی است که قرنها پیش استعمارگران پرتغالی را از هرمز بیرون راند؛ همان ایرانی است که در گیلان، تبریز و تنگستان، با جان خود نوشت که این خاک فروختنی نیست. ما باید با قلمی انسانی و تصویری صادق، این پیوستگی را نشان دهیم: از مقاومت در برابر استعمارگران پرتغالی در عصر شاه عباس، تا ایستادگی امروز در برابر هر آنکه بخواهد به این خاک چشم بدوزد. این زنجیره، با دستهای مردم ساخته شده، اما با خون شهدا، با شجاعت قهرمانان و با غیرت همهی اقوام این سرزمین برای همیشه زنده خواهد ماند. ما بهعنوان اصحاب رسانه، وظیفه داریم این حقیقت را با صدایی رسا، در هر زبانی که لازم است، به گوش جهان برسانیم؛ تا بدانند در ایران، از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، یک ملت ایستاده است که خاکش را از جانش عزیزتر میدارد و هرگز، در هیچ قرنی، اجازهی تجاوز به آن را نخواهد داد.
گزارش تازه · اخبار روز
زنجیرهای که تاریخ آن را بافته است
به گزارش جهانی پرس؛ احمد حضرتی- دیروز که خبر زنجیرهی انسانی در سواحل هرمزگان و جزایرش منتشر شد، بسیاری آن را یک حرکت نمادین خواندند؛ اما برای کسی که تاریخ این خاک را میشناسد، آن صحنه فقط یک عکس خبری نبود. آن دستهای بههمپیوسته، ادامهی همان زنجیری بود که قرنها پیش در همین سواحل، در برابر ناوگان استعمارگران پرتغالی


دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است.
دیدگاه شما
دیدگاه پس از بررسی تحریریه منتشر میشود. ایمیل شما عمومی نمایش داده نمیشود.