به گزارش جهانی پرس؛ معصومه رضائیان در رثای وداع با پیکر مطهر رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، سیدعلی حسینی خامنه‌ای نوشت: از آن شنبه نامیمون که تمامی ظلم بر سر حق و حقیقت آوار شد، انگار روزها و شب‌ها در امتداد دلتنگیِ بی‌پایان، کش می‌آیند. ما که تا پیش این در سایه مهر و امنیت حضورتان غرق بودیم، گمان نمی‌بردیم هشدار شما درباره «بعثت مردم»، در حقیقت، گشودن دروازه‌ای به سوی فصلی دشوار و جان‌فرسا از تاریخ این سرزمین باشد. عزیزِ جانم! رهبرم! این ملت به ندای شما لبیک گفت و برخاست و در برابر یزید زمانه سینه سپر کرد و اکنون بیش از یکصد روز است که با داغی سترگ در سینه و زخمی در جان، در کوچه‌ها و میدان‌‌های کشور، نگاه جهانیان را به مقاومت شگفت‌انگیز خود خیره ساخته است. ای رهبر دلهای این مردم؛ در طول سی‌وهفت سال زعامتتان، میان شما و این ملت، پیوندی شکل گرفت که از جنس قراردادهای رسمی و مناسبات سیاسی نبود؛ رشته‌ای ناپیدا اما استوار، تنیده از عشق، ایمان و اعتماد که دنیا را در حیرت فرو برد و امروز، همین رشته‌ ناگسستنی است که در روزهای دشوار فقدان شما مردمان این دیار را به نمایش باشکوهی از وفاداری وامی‌دارد تا در میانه طوفان سهمگین و التهاب جنگ تحمیلی سوم، دستان خود را بر گرد ایران عزیزتان حلقه می‌کنند و نمی‌گذارند حتی ذره‌ای از خاک این سرزمین، آماج نقشه‌های شوم دشمنان گردد. این مردم در فراغت سوختند اما خم به ابرو نیاوردند، قامت خم نکردند و با صبری سترگ و اراده‌ای خلل ناپذیر، از کیان خویش پاسداری کردند و این ایستادگی، باشکوه‌ترین بدرقه‌ای است که ملتی می‌تواند نثار پیشوای خویش کند؛ بدرقه‌ای آمیخته با اشک، عشق، ایمان، وفاداری، استقامت و عهدی ناگسستنی در راهی که برایشان ترسیم کرده‌اید. ای رهبر عزیز، ما به تلخی اعتراف می‌کنیم که قدر تو را آنگونه که شایسته بود، ندانستیم. سالیان متمادی در کنارمان زیستی، برایمان رنج بردی و اندوه ما را بر دوش کشیدی، اما غوغای روزمرگی ما را از ادای حق تو محروم کرد. با این همه، این سوگ، ما را به سکون و انفعال نکشانده؛ بلکه به عهدی تازه فراخوانده است. ما، فرزندان این خاک، با دل‌هایی داغدار و اراده‌ای استوار، پیمان می‌بندیم که راهت را ادامه دهیم، از آرمان‌هایت پاسداری کنیم و نمی‌گذاریم مشعل فروزانت خاموش شود و این، کمترین ادای دینی است که در برابر آن همه مجاهدت و فداکاری به جا می‌آوریم. امروز، در هنگامه وداع و تشییع پیکر مطهرتان، نه تنها در قامت صاحبان عزا، که در هیئت میزبان، به میدان خواهیم آمد؛ با آغوشی گشوده از تمام دلدادگانی که برای وداع با شما قدم به این سرزمین می‌گذارند پذیرایی خواهیم کرد، تا جهان بداند که این ملت، پدر از دست داده است. سوگ ما، سوگی فردی نیست؛ بلکه اندوهی است که در تار و پود هویت یک ملت تنیده شده و در تاریخ این خاک ریشه دوانده است. ای رهبر صبورم، ای تکیه‌گاه روزهای سخت، اگرچه جسم مطهرت از میان ما رخت بربست، اما حضورت همچنان در جان این سرزمین جاری است؛ در طنین صدای مردم، در امید نگاه‌ها و در استواری گام‌ها. رفته‌ای، اما راهت مانده است، و ما، با دلی لبریز از اندوه و ایمانی راسخ، این راه را تا افق‌های روشن آینده ادامه خواهیم داد.