به گزارش جهانی پرس، سمیه سیمین قد: پدرم می دانم که تو زنده ای، شاید در عطر خوش یک گل ، در آواز یک پرنده یا در نسیم خنک صبحگاهی. نشد آخرین باری که دیدمت پای حرفهایت، خاطرات تکراری ات و شعرهایی که از باباطاهر می خواندی بنشینم ، چون فکر می کردم وقت بسیار است، شاید دفعه بعد… نمی دانستم خیلی زود دیر می شود و این حسرت و بغضی شد که به دل من ماند و تو ناگهان پر کشیدی! هر جا هستی که مطمئنا جایی بسیار بهتر و عالی تر از این دنیاست برای تو، بدان که تو هم مثل همه پدران ، بهترین پدر دنیا بودی و هر چه در توانت بود برای فرزندانت انجام دادی و امروز هر کدام از ما حالا صاحب خانواده ای هستیم که تو به داشتنش همیشه افتخار می کردی! پدرم دوری ات سخت و غم نبودنت بسیار است، اما بدان که ما فرزندانت دوباره بلند می شویم از نو و لبخند می زنیم به زندگی ، دوباره جشن و شادی می کنیم و یادت را همواره گرامی میداریم! آسوده بخواب بدون درد و بدون رنج! خوشا به حالت که وارد مرحله زیبا و قشنگی از زندگی ات شدی که اکنون حقیقتی از زندگی بر تو آشکار شده که ما قادر به درک آن نیستیم ، پرده ها افتاده و تو اکنون به آگاهی از این جهان هستی رسیدی که هرگز ما زمینی ها نخواهیم فهمید، جایت در همان بهشتی است که حاصل همه خوبی ها و نیکی هایی است که تو به کائنات هدیه دادی و ارتعاش و حضورت در این جهان جاری است .
گزارش تازه · اخبار روز
نامه ای به همه پدران آسمانی!
امروز چند روزی است که دیگر پدرم جسمش روی زمین نیست، اما روحش در آسمان ها و در هر جای این دنیاست که دلش می خواست باشد، اما دیگر پای رفتن نداشت.


دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی منتشر نشده است.
دیدگاه شما
دیدگاه پس از بررسی تحریریه منتشر میشود. ایمیل شما عمومی نمایش داده نمیشود.