به گزارش جهانی پرس؛ معصومه رضائیان در یادداشتی با نگاهی به روند گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و آمریکا موسوم به مذاکرات مسقط نوشت: گفت‌وگوهای غیرمستقیم با مقام‌های آمریکایی از ۲۴ فروردین ۱۴۰۴ تاکنون در پنج دور با میانجی‌‌گری عمان برگزار شده است. موضع جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات به صورت شفاف رفع تحریم‌های ظالمانه، به رسمیت شناختن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای و تداوم صنعت غنی‌سازی در کشور است. حال آنکه طرف مقابل با رویکردی مداخله‌جویانه بر توقف کامل غنی‌سازی در خاک ایران تأکید دارد و رئیس جمهور آمریکا بارها مدعی شده که «ایران اورانیوم را غنی‌سازی نخواهد کرد، در غیر این صورت مجبور خواهیم بود به روش دیگری با این موضوع برخورد کنیم و این چیزی نیست که من می‌خواهم.» این در حالی است که او در دور پیشین ریاست جمهوری خود با خروج رسمی از توافق بین‌المللی برجام، مسیر گفت‌وگوها را تغییر داد. بنابراین دیپلمات‌های ایران از همان ابتدا گزینه گفت‌وگوهای غیرمستقیم را روی میز مذاکرات قرار دادند که مطابق عرف بین‌الملل گویای بی‌اعتمادی شدید به طرف مذاکره است. اجرای قانون راهبردی مجلس شورای اسلامی و در دستورکار گرفتن غنی‌سازی اورانیوم 60 درصد، همچنین تقویت قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی سیاست‌های آمریکایی را به نفع میز مذاکره تغییر داد که این مسئله در نگاه تحلیل‌گران بین‌المللی تصویری از شکست سیاست‌های فشار حداکثری بر ایران اسلامی را به نمایش گذاشت. از سوی دیگر رئیس جمهور آمریکا از همان ابتدای حضورش در کاخ سفید به دلیل تصمیم‌های اشتباه با شکست‌های پیاپی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم کرده است. ترامپ عملاً در تلاش برای پایان بخشیدن به جنگ اوکران، برقراری آتش‌بس در غزه، اعمال فشار تعرفه‌ای روی کشورهای دیگر از جمله چین شکست خورد. او اکنون مخالفانی در قشر فرهیخته آمریکایی دارد که نمی‌تواند نسبت به دیدگاه‌ آن‌ها علیه تصمیماتش بی‌تفاوت باشد. نحوه رویارویی ترامپ با جامعه بین‌الملل، بسیاری از اندیشمندان آمریکایی را مقابل او قرار داده و کار را برایش سخت کرده است و اکنون پس از شکست این سیاست‌ها او باید بتواند برای اقنای این دسته از مخالفان سیاسی پاسخ اقناع‌کننده داشته باشد. از سوی دیگر فشار دموکرات‌ها که معتقدند توافق با ایران هرچند کامل و قوی نبود، جلوی پیشرفت سریع برنامه هسته‌ای ایران را می‌گرفت نیز رئیس جمهور ایالات متحده را رها نخواهد کرد و اینها همه بندهایی بر دست و پای ترامپ در گفت‌وگوهای هسته‌ای هستند که مسیر مذاکرات غیرمستقیم را تعیین می‌کنند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. ماجرای خروج ایلان ماسک که جایگاه رسمی در دولت ترامپ داشت. به معنای کاهش دادن امکان تجهیز منابع مالی و نفوذ رسانه‌ای همسو با دیپلماسی دولت آمریکاست و احتمال خروج از خط حمایت پیشین و تغییر لحن مقابل ایران در مذاکرات غیرمستقیم را تقویت می‌کند. ماسک در زمان حضورش در کاخ سفید بارها با تصمیم‌های محدودکننده ترامپ مخالفت کرد و آنها را برای سیاست‌های فناورانه آمریکا مضر دانست. تا جایی که این اختلافات بالا گرفت و منجر به جدایی رسمی او از کاخ سفید شد. ماسک، چهره پرنفوذ جامعه آمریکاست و مخالفت او با تصمیمات ترامپ خواهد توانست از مؤلفه‌های تقویت کننده ضعف در کاخ سفید باشد. رئیس جمهور آمریکا سعی دارد جدایی میلیاردر حوزه فناوری از دولتش را در افکار عمومی کوچک جلوه دهد و در آخرین اظهارنظرش گفته آن‌قدر مشغول کار بر روی مسائل مرتبط با چین، ایران و روسیه است که وقتی برای فکر کردن به ماسک ندارد. او با اینحال نمی‌تواند اثرات منفی جدایی ایلان ماسک از دولتش و نفوذ گسترده و مؤثر در فضای عمومی آمریکا و جهان را بی‌اهمیت جلوه دهد. جدایی علنی ماسک از ترامپ یقیناً علاوه بر تأثیرات اقتصادی بر شرکت‌های بزرگ، فضای سیاسی در دولت آمریکا را نیز دچار تزلزل می‌کند. این تحول احتمالاً به تحولات دیپلماسی دولت آمریکا در مذاکرات مسقط کمک می‌کند. ایلان ماسک در مدت همکاری با کاخ سفید بارها سیاست اقتصادی و تجاری ترامپ و اثر آن بر سیاست خارجی آمریکا را نقد کرد او معتقد بود جمهوری اسلامی ایران بهترین کشور برای سرمایه گذاری است و رویکرد مثبتی به گفت‌وگوهای غیرمستقیم با ایران داشت. برخی کارشناسان گفته‌اند اختلافات ترامپ و همپیمانان کلیدی او مانند ماسک که در رأس شبکه‌های اجتماعی قرار دارد، همچنین می‌تواند شرکت‌های بزرگ فناوری که منافع اقتصادی زیادی در ثبات غرب آسیا دارند را به حامیان دیپلماتیک ایران بدل کرده و دیدگاه‌های سخت‌گیرانه‌ رسانه‌ای نسبت به ایران و توافق هسته‌ای را تعدیلکند. ترامپ علاوه بر رویارویی با بخش مخالف سیاست مداخله جویانه در جامعه آمریکا، باید به جایگاه روسیه و چین به عنوان متحدان و حامیان حق ایران در غنی‌سازی نیز توجه داشته باشد. لذا به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا که در آغاز گفت‌وگوها مدعی دستیابی توافقی سریع با ایران بود، شرایط مناسبی برای اعمال فشار به میز مذاکرات با ایران را ندارد و تا اینجای کار نیز مقابل سدّ مستحکمِ عزت، حکمت و مصلحت دیپلمات‌های ایرانی متوقف شده است. لذا با توجه به آنچه در بالا گفته شد، به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری نیازمند گشودن افق‌های تازه‌ای در چارچوب مذاکرات مسقط است، تا بتواند در میانه‌ این شرایط بغرنج و پرچالش، دستاوردی سیاسی و قابل اتکا برای خود رقم بزند./