به نام خدای جلال و جلیل پارهٔ تن ما ایران در رویارویی با بی آبروهای جهان که دندان تیز کرده اند به طمع خاک ؛ با شمشیری آغشته به خون حرامیان طعم خاری را می چشند این روزها و فرزندان برومند این مادر، برای ما آبرو می خرند هر روز در جهان، و چراغ ها را یک یه یک به روشنی می افروزند برای بیداری عالم در برابر باطل. آنها که خیال خام داشتند؛ با ریختن خون دخترکان معصوم ما و خشکاندن لبخند کودکانهٔ فرزندانمان در میناب و ردای شهادت بر تن پیر فرزانهٔ ما کردن؛ ما را هراسانند و گام هایمان را سست کنند؛ کورخوانده اند. ما سرزمین ایرانیم. سرزمین دلیران و رادمندان پارسی و سلحشوران حسینی که از خون های ما لاله جوانه می زند. ما ایستاده می‌میریم اگر به وقت جنگ باشد و متجاوزین را پیش از مردن، زنده زنده دفن میکنیم. ما خاک میخوریم و خاک نمی‌دهیم. خون می‌دهیم و خانه نمی‌دهیم. آنچه به دشمنانمان و خائنین به وطن خواهیم داد؛ همه خشم و خروش و کینه است و آنچه برای فرزندانمان هبه داریم؛ محبت و لبخند. باشد که پیروزی را پیش از عید پارسیان فریاد خواهیم زد.