مقدمه: گفتمانهایی که توان ماندگاری در تاریخ را پیدا میکنند، معمولاً از دل تجربههای عینی و کنشهای واقعی شکل میگیرند، نه از طریق صورتبندیهای انتزاعی و طراحیهای صرفاً نظری. مقاومت در ایران نیز از همین جنس است؛ پدیدهای که پیش از آنکه در قالب مفهوم، سیاست یا روایت تثبیت شود، در میدان واقعیت و در متن انتخابهای انسانی شکل گرفته است. آنچه این گفتمان را از بسیاری از الگوهای مشابه متمایز میکند، همین پیوند اولیه و عمیق آن با «کنش» است؛ کنشی که در شرایط واقعی، اغلب در موقعیتهای پرهزینه و در برابر گزینههای بدیل شکل گرفته و به همین دلیل، حامل نوعی معناست که صرفاً از طریق توصیف قابل انتقال نیست.